جناب مستطاب،همساده ی گرامی،حاج من باقر تُف کار

بعد از تحیات

پیرو صحبت فقره پیش که سرپایی در گرمابه ی گلشن صورت پذیرفت، مؤکداً معروض میدارد از همان برج دوازده سال منقضی، که حجره ی سماورسازی جنابعالی به دست با کفایت آقازاده ی نسبتا محترمتان تغییر کاربری یافت و به "بنگاه شادمانه" مبدّل گردید، گذر مرشد اسماعیل شده است عرصه ی جولان جماعت لات و هرزه. چارکنج محله را غربتی های شترخانه و پاپتی های نوکیسه ی اطراف برداشته اند.به بهانه ی قرتی خانه ی کذا می آیند لکن متعرّض نوامیس مردم می شوند.

خدا به سر شاهد است چقدر خانواده ها به این کمترین متوسل شده اند تا اقدام عاجل کنم.صبیه های آمیز ممصادق درشکه پز آمده اند گفته اند.متعلقه ی حاج حبیب آقا آمده است گفته است.همشیره ی سهراب لبویی آمده گفته.منزل حاجی قانع همین طور.کلّهن اجمعین در مضیقه اند بندگان خدا.  حرف هم که می زنیم ناخلف حضرتعالی ،درشت بارمان میکند...عهد کلاه مخملی ها کلاف پیچ شده ٬رسم غیرت که ور نیفتاده.یقین کنید اگر زور بازو مهیا بود مصدّع شما نمی شدیم ، مباشرتاً عمل می کردیم.

بناءً علی هذا، این فدوی به عنوان ثقه ی نوامیس محل و مرزبان غیرت اهالی،تقاضامند است نسبت به جمع آوری هرزه خانه مزبور و ریقوباشی های هیپی اش اقدام عاجل کنید و الّا چنانچه مرافعه، به فحش عِرضی کشید گلایه ور نباشید.

والسلام

عصفور.غرّه رمضان المبارک